یکشنبه 5 خرداد 1398  /  2019 26 May   
ساعت :  0:22 GMT  /  تهران -  4:52
مناسبت
ورود اعضا
نام کاربری :
کلمه عبور :
 
ثبت نام فراموشی کلمه عبور
«مدرسه ایرانی، معماری ایرانی»
جشنواره و همایش طراحی لباس
رفاهی
باشگاه پژوهشگران
کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی
مرکز نجوم سما
هفته دفاع مقدس گرامی باد
عضویت معاونان و رؤسای آموزشکده ها

این بخش ویژه عضویت معاونان سما و رؤسای
آموزشکده،رؤسای شوراي سياستگذاري،مدیران مالی و مدیران حراست می باشد

سالنما
5 خرداد 1398
     
    2019 May 26
       
      20 رمضان 1440
         
        کد پیگیری
        من در سما یادگرفتم چطور طرح ذهنم را بسازم
        رشته داروسازی در دانشگاه ارومیه را رها کرد تا در سما برق قدرت بخواند! نه! نگران نشوید! چیزی به سرش نخورده؛ مخترع برجسته ای است! نامش کیوان کرم نژادی آذر است، 25 سال دارد و در حال حاضر در دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه دانشجوی کارشناسی برق است. در ششمین جشنواره مخترعان دانشگاه آزاد اسلامی با پنج اختراع مطرح شد. سیستم تولید برق چرخش هی حلقوی گرانشی، سیستم پتانسیلی تولید برق با موج دریا؛ توربی گنبدی بادی رفت و برگشتی؛ سیستم تصفیه هوای صنعتی قابل حمل و توربین بادی مخصوص ساختمان، پنج اختراعی است که امسال در جشنواره آورده است.
         

        چطور از داروسازی سراغ برق رفتید؟
        خانواده ما همه در مجموعه رشته های پزشکی تحصیل کرده اند و همه علاقه مند بودند که من هم پزشکی بخوانم. ولی خوب علاقه شخصی ام این نبود. من به رشته برق علاقه داشتم؛ خانواده موافق نبودند. چون اصلا علاقه ای به رشته های علوم پزشکی نداشتم، برخلاف نظر خانواده ام رفتم به دنبال علاقه ام. به همین دلیل وقتی خدمتم تمام شد، مدت دو سال مهمان سما بودم. کارشناسی هم سراسری قبول شدم؛ اما چون شاغل بودم و راهم دور بود نرفتم. به همین خاطر در دانشگاه آزاد ارومیه ادامه دادم.
        خانواده حالا مشکلی ندارند با این رشته؟
        چرا! خانواده همین اکنون که سه سال از تحصیلم در این رشته می گذرد، باز هم می گویند هنوز هم دیر نیست برای اینکه رشته ات را تغییر دهی!
        فکر می کنید ممکن است یک روز این کار را بکنید؟
        نه رشته ای که الان در آن تحصیل میکنم را خیلی دوست دارم و میخواهم آن را ادامه بدهم.
        شغلتان چیست؟
        من موسس یک شرکت دانش بنیان هستم.
        چه کار می کنید در این شرکت؟
        این به نام «افق پژوهش نیکان» شرکت تنها کارگزاری ثبت اختراع در ایران است. در تمام کشور هر اختراعی باشد ما به عنوان تنها کارگزار ثبت اختراع آن را ثبت می کنیم.
        شما در این شرکت تنها هستید؟
        نه ثبت اختراع به شکلی است که نیاز به تنظیم مدارک و دفاعیات خاصی دارد. خود شخصی که اختراع می کند، نمی تواند به تنهایی این کار را انجام دهد. کاری که ما برایشان انجام می دهیم این است که تمام این کارها را به عنوان مشاور انجام می دهیم. در نهایت هم سند به نام خودشان است و ما به عنوان حق الزحمه تنها یک دستمزد دریافت می کنیم.
        تا حالا شده که وقتی اختراعی ثبت می کنید برای خودتان جرقه ای ایجاد شده باشد؟
        نه اصلا... از نظر اخلاقی اصلا دوست ندارم که از ایده کسی برای خودم استفاده کنم.
        نه منظورم این است که گاهی ممکن است کار کس دیگری یک جرقه در ذهن شما ایجاد کند؟
        چرا ممکن است. یک مخترع مهمترین کاری که می کند باید به روز باشد. من قبل از اینکه این شرکت را داشته باشم، روزانه یا نهایتا هفتگی پایگاه داده های سازمان ثبت اسناد را چک می کردم تا ببینم جدید ترین اختراعات چه بوده است. دانشجویان، استادان، ... چه اختراعی داشته اند. چون رشته برق رشته ای است که به سرعت تغییر می کند. رشته تازه ای است و جا برای پیشرفت خیلی دارد. اما از زمانی که این شرکت را تاسیس کردم مطمئنم که 60 تا 70 درصد اختراعات کشور را خودمان پوشش می دهیم. به خاطر همین در جریان ریز اختراعات هستم. مثلا می دانم که الان چند اختراع که ما در حال ثبت آنها هستیم اختراعات ملی هستند و وقتی ثبت شوند متحول می کنند و در جشنواره ها رتبه های فوق العاده ای کسب می کنند. این اطلاعات برای کاری که خودم روی آن کار می کنم، خیلی مهم است که بدانم مشابه آن کار می شود یا نه. چه در سطح دنیا و چه در سطح ایران. ضمنا تیمی که متشکل از هفت نفر هستند و با من همکاری می کنند، خیلی در ایده پردازی و تکمیل این ایده به من کمک می کنند. یک ایده خام اهمیت ندارد. اکثرا اختراعاتی که ثبت کرده ام، چون ایده ها یک نفره بوده، خیلی خام بوده اند. وقتی کار تیمی باشد، خیلی فرق می کند تا یک نفر باشد. مثلا در اختراعات خودم مشکلاتی بوده که من خودم به آنها فکر نمی کردم. اما تیمی که با آنها کار می کنیم این اشکالات را درآورده اند. شاید به خاطر همین است که به سمت تجاری سازی یا ساخت نمونه واقعی نرفته اند. یکی دو بار به من پیشنهاد شد که به سمت ساخت نمونه واقعی بروم. اما اختراعات من کوچک نیستند؛ دستگاه هایی بزرگ و هزینه بر هستند. درنتیجه من تا حدی ترسیدم از اینکه ریسک کنم و زیر بار این هزینه ها بروم که مثلا مبادا ارگان یا سازمانی بیاید و سرمایه گذاری کند و این دستگاه را بسازد، اما آن نتیجه ای را که می خواهد از آن نگیرد. من از چنین اتفاقی ترسیدم و هنوز دست نگه داشته ام.

        سازه های این پنج اختراع بزرگ است یا کوچک؟
        همه آنها سازه های کوچک دارند. تاییدیه های علمی هم دارند. از سازمان پژوهش ها و از دانشگاه شهید بهشتی تاییدیه علمی دارند. اساتید آنجا نگاه کرده اند و گفته اند این طرح ها جواب می دهد. اما آن ایمانی که خودم باید داشته باشم را ندارم. احساس می کنم شاید آن طور که می خواهم پیاده نشود. بعد اینکه این طرح ها سرمایه های زیادی لازم دارند. اما طرح هایی که درحال حاضر به دنبال ثبت آنها هستم، خیلی ارزان تر وکاربردی تر هستند. انشاله در سال 96 روی ثبت این طرح ها کار می کنم. کار ثبت و تولید و فروش این طرح ها راحت تر است. چون وقتی یک کار جدید را بخواهید وارد بازار کنید، خیلی سخت است. یک محصول جدید است و هیچ کس به آن هنوز عادت نکرده است و نمی داند این طرح کار می کند یا خیر. یک ریسک پنجاه ـ پنجاه در بازار ماست. بنابراین باید سنجیده عمل کرد. با این حال از طرح هایی که در دست ثبت دارم بیشتر مطمئنم. حتی اگر آن چیزی که می خواهم هم اتفاق نیفتد، ضرر سنگینی متحمل نمی شوم که دیگر نتوانم از جا بلند شوم. با این توضیح می شود گفت تا حدی از تولید صنعتی طرح های قبلی ام منصرف شدم.
        یعنی به دنبال این هستید که به طرح های جدیدتان فکر کنید؟
        بله یکی از این 5 طرح عالی است.
        کدام طرح؟
        من یکی از این طرح ها را با سما شریک هستم که از همه بهتر است. پنجاه درصد این اختراع به نام سما ارومیه است و پنجاه درصدش به نام من است.
        سما ارومیه خیلی برای این اختراع زحمت کشیده است. هم مدیر و هم کارشناس پژوهشی خیلی زحمت کشیده اند. صددرصد به این فکر هستم که یک نمونه بزرگ از آن ساخته شود. چون یک طرح کاربردی است. برای مناطق صنعتی و آزمایشگاه ها به شدت کاربردی و به دردبخور است. یکی از مشکلاتی که کارخانه ها دارند، این است که آلودگی های تولید شده اول در هوا حل می شود. از طرف دیگر سیستم تهویه روی سقف قرار دارد و خیلی بد جواب می دهد. تمام آلودگی اول جذب افراد می شود و بعد از طریق سیستم تهویه خارج می شود.
        اختراع ما به گونه ای است که از ناحیه تولید آلودگی، آن را جمع می کند. تمام ذرات ریزش را جذب و فشار هوای کابین را تنظیم می کند. در محیط های آزمایشگاهی باید برای ترکیبات شیمیایی فشار ثابت باشد. گاهی یک فشار کمتر و یا یک فشار بیشتری نیاز است. این دستگاه می تواند آن فشار را تنظیم کند و از نیم اتمسفر تا هزاران اتمسفر آنها را کنترل کند.
        طرح جالبی است...
        بله! بازار ما به سمت ایده هایی میل می کند که امکان تجاری سازی راحت تری داشته باشند.

         

        منظورتان چیست؟
        منظورم طرح های کوچک نیست. کشور ما بیشتر طرح هایی را می پسندد که کاری ازش بربیاید. متاسفانه یک مخترع باید نیاز را بسنجد و بعد اختراع کند. من این نکته را بلد نبودم؛ فکر می کردم هرمشکلی را حل کنی، یک اختراع بزرگ است. درحالی که ممکن است آن مشکل در ایران چندان مشکل بزرگی نباشد. مشکلات خیلی بزرگتری در ایران هست که با ایده های جدی تر می توان آنها را حل کرد و سرمایه گذاران هم خیلی خوششان می آید. من به اینها توجه نکرده بودم. من یک استادی داشتم، ایشان استاد کارآفرینی ام بود. ایشان به من گفت شما اول باید نیاز کشور را بررسی کنی؛ سپس از روی نیاز باید طرح بدهی.
        من هم به حرف و توصیه ایشان گوش کردم و دیدم دو تا از ایده هایم خریدار دارد. حتی شرکت هایی هستند که قبل از اینکه ثبت بشود یا در حد ایده می خواهند آن را بخرند. حالا بعد از هفت سال دستم آمده که اگر بخواهی در بخش اختراعات در تجاری سازی کار کنی روش این است. برای تجاری سازی باید از بحث علمی بیرون بیاییم. شش طرحی که من قبلا ارائه دادم، طرح های علمی هستند. درجای خودشان برای اولین بار هستند. من به خاطر همین طرح ها از جشنواره های کشوری جایزه گرفتم. اما اینها از نظر علمی ارزش داشتند. از نظر صنعتی که ارزش ندارند. چون اختراع دو دسته است؛ علمی و صنعتی. اختراعات صنعتی اختراعاتی هستند که الان می توانند وارد بازار شوند و کاری انجام دهند. اما اختراعات من علمی بودند. می شد از آنها مقاله درآورد؛ مقاله های علمی معتبر. مثلا توربین بادی برای اولین بار است که در سطح دنیا به این روش با باد خیلی کم می تواند کار کند؛ یعنی نیازی نیست در مناطق بادخیز باشد. حتی بالای کوهی باشد که باد ملایمی دارد هم این توربین کار می کند.
        این توربین هم یک اختراع علمی است؟
        بله اینها همه شان علمی هستند. همه اینها اولین بار هستند که در شاخه خودشان شکل می گیرند. وقتی گفتم دیگر روی آنها کار نمی کنم، به من گفتند چرا؟ گفتم ای طرح ها صددرصد پیشرفت خواهد کرد، نمونه های بعدی اش خواهند آمد ...؛ اما من دیگر روی اینها کار نمی کنم. من تا این حد کار کردم بس است. احتمال دارد بعدها یک مخترع یا کارآفرین دیگر بیاید طرح مرا ببیند و ایده بهتر و کارآمد تری ارائه دهد. از این استفاده کند و چیز دیگری ارائه دهد. من جوانه را در این رشته ها گذاشته ام. بعدا مخترعان دیگر از اینها ایده بگیرند و طرح را جلو ببرند. اما من نیازمند طرح هایی هستم که قابل پیاده سازی باشند. چه از نظر مالی و چه علمی. در عین حال علاقه ام این است که کمک کنم. دوست دارم طرحی را ارائه دهم که دست کسی را بگیرد.
        طرح جدیدی هم دارید؟
        الان دو سه تا طرح جدید دارم. یکی سیم بکسلی است که قابل اندازه گیری است. یعنی سیم بکسل تنها قطعه ای است که در صنعت خیلی استفاده می شود؛ مثل بالابرها و آسانسورها و ... . مشکلی که الان این سیم ها دارند و خیلی هم ضرر می زند این است که پارگی لحظه ای اتفاق می افتد. سیم بکسل تا حدی تحمل می کند و بعد یک دفعه پاره می شود و ضرر بسیاری می زند.
        دلیل این اتفاق این است که قابلیت اندازه گیری ندارد و نمی توان فهمید که چقدر فشار روی آن است یا چقدر پارگی دارد. ما مکانیزم ساده ای را وارد این سیم بکسل کردیم تا بتوانیم اندازه گیری کنیم و ببینیم چقدر رشته پاره شده است، چقدر وزن رویش است، چقدر دیگر می تواند تحمل کند و چقدر دیگر می تواند کار کند. اگر این اطلاعات به اپراتور برسد، می فهمد که چه زمانی باید این سیم را عوض کند.
        الان این طرح در چه مرحله ای ست؟
        الان تولید نشده است؛ منتظر هستم که ثبت شود. نمونه آن هست ؛اما قبل از ثبت نمی شود کاری کرد. چون امکان سرقت وجود دارد.
        این کار را خودتان به تنهایی انجام دادید یا کار گروهی است؟
        نه یک کار گروهی است. کار شرکت ماست. این ایده توسط یک تیم سه نفره پخته شده است. یک نفر کارشناس مکانیک و دو نفر برق هستیم. چون این سیم بکسل تقریبا برقی است. اما مقاومت سیم بکسل تقریبا از سیم بکسل های فولادی بیشتر است.
        کار کردن در گروه بهتر است؟
        بله! وقتی تیم روی یک طرح کار می کند، هر نکته ای که به ذهن کسی می رسد، در کار بررسی می شود. نواقص طرح بررسی می شود. یک طرح ایده آل از هیچ نقطه ای ضربه نمی خورد و این وقتی به دست می آید که در تیم پرسش و پاسخ وجود داشته باشد. اما تک نفره نمی توان همه ابعاد را دید. بنابراین به نظر من در اختراع کار تیمی خیلی بهتر از کار فردی است. گرچه قبلا انفرادی کار می کردم.
        همگروهی هایتان از کدام دانشگاه ها هستند؟
        هرکدام از یک دانشگاه هستند. بهترین ها را سعی کردیم دستچین کنیم؛ هرکس که در این زمینه فعال است. مخترع کسی است که بتواند به چیزی که وجود ندارد، فکر کند. خیلی کم کسانی هستند که بتوانند این طور فکر کنند. باید فرد بتواند آن شیء را در تخیل خودش بسازد. اما این کار برای یک نفر سنگین است.
        درحال حاضر هفت نفر هستیم که با هم شرکت داریم. چهار نفر از ما مخترع هستیم و در حوزه های مختلف ثبت اختراع داریم.
        این افراد را چطور پیدا کردید؟
        دو نفرشان از دوستانم بودند. من در یک دوره ای به این نتیجه رسیدم که واقعا کار انفرادی به نتیجه نمی رسد. به همین دلیل گشتم و تیمش را پیدا کردم. خیلی ها به من می گفتند این کار خیلی پر سود است؛ چرا 60 درصد سهامش را به دیگران واگذار می کنی. اما من قبول کردم این سهام را واگذار کنم و کار تیمی باشد. من این طور از آن 40 درصد راضی ام. این دو دوستم هردو از فارغ التحصیلان سما ارومیه هستند: آقایان امین احمد پور و آرمین کاردان.
        پس سما ارومیه در این زمینه خیلی فعال بوده است!
        من همیشه می گویم دستی که سما ارومیه از من گرفت، هیچ دانشگاهی در ایران چنین کاری نمی کند. با اینکه یک آموزشکده کوچک است، اما متحدانه آنچه که داشتند و می توانستند انجام دهند را برای من انجام دادند و ازهیچ کمکی دریغ نکردند. شاید میزان کمک آنها نسبت به امیرکبیر کم باشد؛ البته که نباید سما ارومیه را با آن مقایسه کرد. اما واقعا خیلی ارزشمند است که کسی بگوید من اینقدر در دست دارم و بالاترین مقداری که من می توانم به تو کمک کنم همین قدر است و همه آن را در طبق اخلاص می گذارم.
        دلیل اینکه من الان اینجا به این راحتی می نشینم و از آینده و اختراع و ابتکارات دیگر حرف می زنم، سما بوده است.

         

        سما ارومیه چطور با شما همکاری کرده ست؟
        قبل از اینکه وارد دانشگاه شوم اختراع ثبت شده داشتم. به همین خاطر نرفتم داروسازی بخوانم. اینکه نتوانستم اختراعم را بسازم اذیتم می کرد و هرجا می گفتم می خواهم چنین طرحی را بسازم، می گفتند باید برق بلد باشی تا بتوانیم با هم همکاری کنیم. سالی که من وارد دانشگاه شدم، به معاونت پژوهشی گفتم که در چه مرحله ای هستم. آنها مرا همراهی کردند و من در جشنواره پویش دانشجوی برتر شدم. آنجا هم گفتم که سما جایی بود که به دستان من یاد داد که چگونه یک طرح را بسازم. من واقعا در سما یادگرفتم چطور چیزی که در ذهنم هست را بسازم، چطور طرح بکشم و چطور بهترش کنم.
        از اساتید سما کمک گرفتم. سما هم از نظر مالی و روحیه ای به من خیلی کمک کرد. بعضی وقتها آدم نیاز دارد یک فرد یا یک ارگان به او اعتماد کند. متاسفانه این اتفاق در ایران خیلی به ندرت اتفاق می افتد. ولی سما جایی بود که به من اعتماد کرد. وقتی من طرحم را اعلام کردم، گفتند تو اولین دانشجویی هستی که اختراع داشته ای و ما اصلا نمی دانیم باید چه کنیم. به همه جا زنگ زدند و از همه جا کمک گرفتند تا بتوانند به من کمک کنند. یک سال هر روز در تکاپوی این بودند که بتوانند راه مرا هموار کنند.
        حتی وقتی بحث قرار داد پیش آمد، گفتم این قرارداد فکر مرا مشغول می کند. همان جا آقای مددیار، معاون پژوهشی گفتند، اگر احساس می کنی این قرارداد اذیتت می کند، آن را هم حذف می کنم. فقط یک تعهدنامه بده که پنجاه درصد این طرح متعلق به سما است.
        این مجموعه در این حد با من راه آمده اند و حتی سعی کردند قوانین را تا حدی ساده بگیرند. اینجا بود که من اعتماد به نفس از دست رفته ام را دوباره به دست آوردم.

        به نظر شما چه کمکی مسئولان می توانند به دانشجویان بکنند تا کارشان بهتر پیش برود؟ کمکی که واحد ارومیه انجام می دهد کافی است یا باید امکانات بیشتری در اختیارشان قرار بگیرد؟
        ارتباط باصنعت سما ارومیه خیلی ضعیف است. باید برای این بخش فکر جدی شود. بزرگترین محبتی که سازمان سما می تواند در حق یک مخترع انجام بدهد دادن کاپ به او است؛ یعنی تشویق مخترع. از نظر مالی حتی اگر سما بگوید هیچ کاری نمی تواند بکند، باز هم قبول است.
        این شرکت دانش بنیان را که من امروز تاسیس کرده ام، نتیجه کاپی است که از سما در جشنواره پویش گرفتم. یعنی آنگاه که به عنوان دانشجوی برتر در سال 95 معرفی شدم. این اعتماد به نفس باعث شد که فشار بیاورم و این مجوز را بگیرم. شاید از نظر دیگران این کار برای سما کار خاصی نباشد؛ اما برای من تکان بزرگی بوده است.
        اگر به من صد میلیون تومان جایزه بدهند، اینقدر ارزش ندارد که یک لوح تقدیر یا کاپ بدهند که تو در این جشنواره شرکت کرده ای و به این رتبه رسیده ای. این لوح در آینده بیشتر به کار من می آید.
        در جشنواره امسال به نظر شما طرح های شرکت کنندگان چطور بود؟
        طرح های خیلی خوبی بین آنها بود. من به خیلی از بچه ها حتی کمک کردم. گفتم حداقل به یک دردی بخورم اینجا! به بچه ها گفتم اول طرحتان را با استادان وارد مطرح کنید؛ بگذارید به طرح تان ضربه بزنند، چکش کاری کنند و بعد ببرید برای ثبت اختراع. بعد از ثبت برای تولید اقدام کنید.
        شما عضو باشگاه پژوهشگران هم هستید؟
        بله
        چه امکاناتی از طریق باشگاه برای شما فراهم شد؟
        باشگاه تازه تاسیس بود. ما که عضوش شدیم هنوز آیین نامه مشخصی نداشت.حتی پارسال در همین جشنواره فرهیختگان از رییس باشگاه در حوزه ستادی پرسیدم به چه آیین نامه ای برای امتیاز دهی استناد می کنید، گفتند هنوز مشخص نیست که چه کار قرار است انجام دهیم! وقتی اعتراض می کنیم می گویند اینها فقط یک عنوان است. اما همین عنوان ها آینده ما را می سازد. در خدمت سربازی، ادامه تحصیل و استخدام تاثیر دارد.
        امیدوار هستید که بتوانید اختراع جدیدتان را به تولید برسانید؟
        من مطمئنم. مشابه این کار تقریبا با 50 درصد تفاوت در امریکا وجود دارد. اما دستگاه ما کوچک تر است و می توان آن را حمل کرد.
        حالا که دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی هستید، آنجا هم مانند سما مورد حمایت قرار گرفته اید؟
        دانشگاه آزاد می گوید یک ترم بگذران تا از ترم بعد بتوانیم کمکت کنیم. البته تعداد دانشجویان در دانشگاه آزاد بیشتر است و طبیعتا منابع تقسیم می شود. اما به هر حال فضای لازم وجود دارد.


        *گفت و گو: الهام لشگری پور


         

         
        منبع :  روابط عمومی    1396/3/30 11:28


        نام و نام خانوادگی :
        ایمیل :
        * متن کامنت :
         

        خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
        تعداد بازدید : 1534
        5.9/10 (تعداد آرا 11 نفر )